قالب وبلاگ


دانشجویان رادیولوژی91علوم پزشکی مشهد
 
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت پرتو دوستان و پرتو کاران

همانطور که مستحضر هستید پایه و اساس نشریه پرتو مطالب علمی آن می باشد که با طعم دهنده های غیر علمی(فرهنگی-صنفی-دانشجویی و ...) به دل مخاطب می نشیند.

از این رو برای کمک به دانشجویان پرتلاش رادیولوژی برآن شدیم تا موضوعاتی برای علاقه مندان گرد آوریم . دانشجویان می توانند موضوعات را به عنوان موضوع سمینار خویش برگزینند و علاقه مندان به فعالیت در نشریه پرتو نیز می توانند با انتخاب یکی از موضوعات به عنوان سمینار و نهایتا تدوین مطلب آماده شده برای نشریه پرتو با پیکان قلم خویش دو هدف را نشانه بروند.لازم به ذکر است مهلت ارسال مطلب برای نشریه پرتو انتهای آبان ماه می باشد.

در بخش غیر علمی نیز نیازمند فعالیت دانشجویان هستیم تا با دست نوشته های خود ما را در تعالی نشریه یاری نمایند.


ادامه مطلب
[ شنبه سوم آبان 1393 ] [ 12:55 ] [ S.Zarif ]

 

خطر شغل ما از خطر خرترین شغلی که کم خطر ترین خطر رو داشته باشه خر تره!

نه نه اشتبا شد!

خطر شعل ما از کم خطر ترین شغلی که کمترین خم رو داشته باشه خم تره!

یا شایدم

خطر شغل ما از کمترین خطر، پر خطر ترین شغل خز تره!

یا هم یه چیزی تو همین مایه ها...

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 ] [ 17:34 ] [ S.Zarif ]

                                       بسم الله الرحمن الرحیم

                                "من کنت مولاه،فهذا علی مولاه"

                     عید بزرگ غدیر و عید تکمیل دین بر شما مبارک

 

رادیو دانشجو تقدیم میکند:

در هفتمین شماره از رادیو دانشجو میخوانید:

-من برتر شدم؟راست میگی؟

-وقتی تب ازدواج فراگیر میشود..!

-کاترین هایی که برکنار شدند..

-لطفا کمی با ما هماهنگ باشید

-سیب زمینی های عشقولانه!

-در کافه سربی این شماره: خانوم حسین پور از رادیولوژی میگوید                                                                          

-یه عکس یادگاری..که خودتم نداری..!

-وقتی انگشت نگاری میشویم..

-و بالاخره..ترین های این شماره

 

 رادیو دانشجو،موجXRAY ردیف mr 91

این برنامه ای صرفا طنز نیست..!

 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه هفدهم مهر 1393 ] [ 8:53 ] [ رادیو دانشجو ]
                         

                       

                                 دوس دارم


ادامه مطلب
[ یکشنبه ششم مهر 1393 ] [ 0:12 ] [ عطیه غفرانی ]
نتیجه آزمایشات بر حيوانات به سادگی به ما نشان می دهند که چطور محدوديتهای ذهنی تحميل شده از طرف محیط بر ما تاثیر می گذارد.
آزمایشات انجام شده بر روی قورباغه، کَک، فيل و دلفين مثال های خوبی هستند:

اکثر ما در مواجه با شرایط و محدودیت هایی که به هر دلیل به ما تحمیل شده اند بعد از مدتی، توان مقابله و مبارزه ی خود را از دست می دهیم.
گویا همه ی آنها را می پذیریم و شرایط و محدودیت ها را با وجود تمام بدی هایشان، غیر قابل گریز تلقی می کنیم.
چاره ای جز تسلیم شدن نمی بینیم و بدون توجه به اثرات ناخواسته ی آنها حضور آن شرایط یا محدویت ها را می پذیریم.

در روزهایی هستیم که وقتی از بیرون به شهر وارد می شویم، مشاهده ی هاله ی دود و آلودگی هوا حتی به چشم ممکن است ...وارد شهر می شویم به آن عادت می کنیم و فراموشش می کنیم . گویا آلودگی صوتی و آلودگی هوا جزیی از زندگی همه ی ماست!
اما این آلودگی ها حتی وقتی ما فراموششان کرده ایم به نابود کردن سلامت ما ادامه می دهند ...
و همه ی ما بخاطر آنکه آلودگی هوا و آلودگی صوتی را واقعیت تلقی کرده ایم و حضور آنرا پذیرفته ایم دیگر برای مبارزه و رفع آن تلاشی نمی کنیم!

گویا، به قول بامداد شاعر:

"در مردگان خویش 
نظر می‌بندیم
با طرح خنده‌ای
و نوبت خود را انتظار می‌کشیم
بی‌هیچّ
خنده‌ای! "

زیست شناسان مشابه این عملکرد را در عملکرد موجودات دیگر هم بررسی کرده اند. نمونه هایی از عکس العمل موجودات دیگر در عادت کردن به محدودیت ها و چارچوب ها که در ادامه مطلب آمده است:

 

برچسب‌ها: علمی
ادامه مطلب
[ دوشنبه سی و یکم شهریور 1393 ] [ 11:43 ] [ حسن ذاکر ]
سلام دوستان خسته نباشین.انتخاب واحدازساعت هفت امروزشروع شده.البته ببخشیدکه دیرگفته شدچون من ب اینترنت دسترسی نداشتم.درمورددرس تاریخ تحلیلی بایدبگم ک کدهای51و52مخصوص خانم هاوکد53مخصوص آقایون هستش.

[ سه شنبه هجدهم شهریور 1393 ] [ 14:57 ] [ سعیده نظری ]
با تبریک تولد امام مهربانی ها...

برنامه جدید کارآموزی توادامه مطلب گذاشتم...(یه کم کیفیتش بده....یه کم بیشتر از یه کم!)

روز 22 ام هم ساعت 9 صبح جلسه توجیهی کارآموزی هستش.

خانم ایزانلو اسرار داشتن که همه بیان...

و اینکه کسانی هم که 22 ام کارآموزی دارن توی جلسه توجیهی شرکت کنن و معادل کارآموزی محسوب میشه و نیازی نیست اون روز برن...

همین دیگه...


ادامه مطلب
[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 20:12 ] [ S.Zarif ]

 

سلام بر تـو ای امام خوبی ها، ای سرچشمـه زلال معرفت.
دلـــم برایت تنگ است و برای دیدن حرمـت ثانیـه شماری می کنــد.
هوای کبوتــران حرمــت را کرده ام که عاشقــانه بر گنبدت پرواز

می کننــد

دلم برایت پر می کشد. برای صدای نقاره ها!
برای پنجره فولادت، صحن و سرای با صفا! مشهدت یا امام رضا (ع)!
یا ضامن آهو دلم تنگ است برایت. . .

 

الســـــلام علیکـــــــــ یا علــــــی ابـــــن موســــــی الرضـــــا.

میلاد حضرت امام رضا (ع) را به شماتبریک میگم.

[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 18:9 ] [ سعیده نظری ]
سلام دوستان.امیدوارم تابستون خوش گذشته باشه به همگی.چنددقیقه پیش خبری به دستم رسید که حیفم اومدبه شمانگم.طبق خبرایی ک به دستم رسیده نفرات برترترم چهارم اعلام شدند:نفراول که فک میکنم نیازی به معرفی ندارن ایشون کسی نیستن جزخانم فکور.امانفردوم که این ترم انتظارمیرفت ایشون جزونفرات برترباشن خانم غفرانی.امانفرسوم که بالاخره انتظارهاروبه پایان رسوندن شیواخانم شکوهمند.من به نوبه خودم به دوستان خوبم تبریک میگم امیدوارم ک همیشه موفق باشین.ازمنصوره جون دوست عزیزم ب خاطراینکه ب من خبردادن ممنونم

[ شنبه پانزدهم شهریور 1393 ] [ 16:3 ] [ سعیده نظری ]
هر بار یه یادش به خیر میگم متوجه میشم چقدر عمرم سریع داره میگذره...

ولی این دو ترم اخیر خیلی یادش بخیر!

 

خبر جدید :طی صحبتای امروز خانم رستگار مقدم  به احتمال زیاد بیمارستان طالقانی هم به بیمارستانای ما اضافه خواهد شد و برنامه ها متعاقبا اعلام خواهد شد.


ادامه مطلب
[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ 23:0 ] [ S.Zarif ]
 
 
 
 
 
 
نام : كمال
 
 
 
كلاس :دوم دبستان
 
 
 
 
 
موزو انشا : عزدواج!
 
 
 

برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ جمعه هفتم شهریور 1393 ] [ 13:53 ] [ حسن ذاکر ]

با مسرت و احساس شعف تبریک میگم...


ادامه مطلب
[ یکشنبه دوم شهریور 1393 ] [ 23:43 ] [ S.Zarif ]
تو کز محنت دیگران بی غمی

     نشاید که نامت نهند ادمی

تو را گر که باشد فتوت کمی  

    حمایت کنی از پزشکان همی

همورا که فکرش بود پیش تو

   زمانی که داری تو رنج و غمی

که تا کی روی نزد او در مطب

          برای طلب کردن مرهمی

چرا که بود پیش او مرهمت 

  و هم هست در جیب تو درهمی   

 

یکم شهریور روز بزرگداشت ابن سینا و روز پزشکه , روزشون.... ؟!

 

[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 1:16 ] [ منصوره ذالی ]
کلا دانشگا علوم پزشکی باس دوتا دانشکده داشته باشه...یکی دانشکده پزشکی اون یکی دانشکده زرشکی!

دانشکده پزشکی، پزشکا درس بخونن و دانشکده زرشکی همه ی رشته های حمالی پزشکی...

 

مهم نیس بچه های دانشکده زرشکی تریا ندارن!

مهم نیس بچه های دانشکده زرشکی برا یه کپی گرفتن کلی زیر آفتاب معطل میشن...

مهم نیس تایپ و تکثیرشون تو کانکسه!

مهم نیس که پراتیک رادیولوژی ندارن و فانتوم سیصد میلیونی بلا استفاده است!

مهم نیس...هیچ کدوم مهم نیس!

مهم اینه که جلوی دانشکده پزشکی باید سنگ گرانیت بشه...اون دوتا پله ای که لبش شکسته نباید عوض شه هااااا...باید کارگر بگیرن و کل سنگارو بکنن و سنگ گرانیت نو بخرن.بالاخره اونا هم دل دارن دیگه،خسته شدن از اون پله های کسل کننده!

والا...

حقشونم هس...هرچی نکنی اونا پزشکی می خونن...

ما هم نباید انتظار داشته باشیم بیان برامون پراتیک بزنن...ینی برا کی بزنن؟به گفته کی بزنن؟ گروهی که همیشه تعطیله چه انتظارا؟ خانم آفرنده و ایزانلو که طرحشون تموم شد و تشریف بردن(شاید از خانم ایزانلو دعوت به همکاری بشه)،دکتر زارع هم از 30 روز پیش مسافرتن و تا 10 روز دیگه هم نمیان،دکتر صفاییان هم که ستاره سهیله! اصن به یابندش 20000 دلار میدن،فقط موند خانم رستگار که گاهی میان کرکره گروهو میده بالا...

آناتومی مقطعی کلا نه جلسه اومدیم کلاس و هیشکی نگفت چرا؟مغز و سر و گردن رو درس نداد بازم نگفتیم چرا؟

همیناست که باعث میشه مملکت جهان سوممون پزشک سالار بمونه و هیشکی سر جای تخصص خودش نباشه!

سکوت ما نشونه ی رضایت نیست،نشونه ی عدم اعتماد به نفسمونه!

می تونن...نوش جونشون،ما که بخیل نیستیم!

[ سه شنبه چهاردهم مرداد 1393 ] [ 21:16 ] [ S.Zarif ]

 

 

به بهانه آرامش این روزهای وبلاگ..!


ادامه مطلب
[ چهارشنبه هشتم مرداد 1393 ] [ 0:15 ] [ حسن ذاکر ]

  متشکرم!

 

 داستان کوتاهی از آنتوان چخوف


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 ] [ 23:21 ] [ حسن ذاکر ]
[ چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393 ] [ 18:15 ] [ طنزنویس ]

خدایا ما یک ماه روزه میگیریم تا بفهمیم فقرا چی می کشن،چرا  یه ماه یه عالمه پول نمیدی تا ببینیم اغنیا چی مکشن؟

آخه چرا؟

[ جمعه بیستم تیر 1393 ] [ 18:32 ] [ طنزنویس ]

دست اگر باشد دخیل کنج دامان بهتر است
از نماز شب توسل بر کریمان بهتر است

 

دل ولو کوچک، به لطف تو بزرگی میکند
یک ده آباد از صد شهر ویران بهتر است

 

حرف ما آن است که آهوی نیشابور گفت
گاه مدیونت شدن از دادن جان بهتر است

 

سایه ای که بر سرم افتاد، عزت پخش کرد
سایه ی گلدسته از تاج سلیمان بهتر است

 

دست بر سفره نبردم تا خودت تعارف کنی
تعارف اهل کرم از خوردن نان بهتر است

 

یک کمی بنشین کنارما، پذیرائی بس است
میزبان که می نشیند حال مهمان بهتر است

 

صبح محشر هر کسی دنبال یاری می دود
یار ما باشد اگر شاه خراسان بهتر است

علی اکبر لطیفیان

 

 

 

 

 

 

پ.ن:

1- فکر جدایی دو ماهه از این صحن و سرا آدمو دلگیر میکنه، موندم دو سال دیگه .....


2-دعا کنید برای همه ی مسافران
"اللهم رد کل غریب"


3-ما را کاش به دعا فراموش نسازند ، رندان سحرخیز که صاحب نفسانند ...
التماس دعا

 

[ سه شنبه هفدهم تیر 1393 ] [ 18:27 ] [ علی خداداد ]
          

دیوارهای خالی اتاقم را
از تصویرهای خیالی او پر می کنم
خدای من زیباست
خدای من رنگین کمان خوشبختی ست
که پشت
هر گریه
انعکاسش را
روی سقف اتاق می بینم
من هیچ
با زبان کهنه صدایش نکرده ام
و نه
لای بقچه پیچ سجاده
رهایش
او در نهایت اشتیاق به من عاشق شد و
من در نهایت حیرت
حالا
گاه گاهی که به هم خیره می شویم
تشخیص خدا و بنده
چه سخت است...

برچسب‌ها: دل نوشته
[ دوشنبه شانزدهم تیر 1393 ] [ 2:26 ] [ حسن ذاکر ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: CopyRight © 2014 MUMS Radilogy students :.

About

بیایید ولتاژ الفت را بالا ببریم و میلی آمپر و زمان دوستی را افزایش دهیم...
بیایید داروی ظهور مهربانی را بر کویر قلبمان بریزیم و با داروی ثبوت وحدت و یکپارچگی کدورت را در تاریکخانه دل زندانی کنیم...
بیایید فداکاری را بر فیلم ها نقش کنیم و واژه گذشت وایثار را به هانسفیلد استخوان برسانیم...
بیایید بیماران را از محوطه نشت بیماری دور کنیم و همه را با یک کنتراست ببینیم و با اپرون های تبعیض و دوگانگی بر تن عشق را فلوروسکوپی کنیم...
بیایید غده های تکبر و غرور را به زیر تیوب رادیوتراپی و نویزهای سنگدلی را به زیر ژنراتور سنگ شکن بسپاریم و زخم دل ها را با سورس محبت درمان کنیم...
بیایید ماده ی حاجب انسانیت را در رگها تزریق کنیم و نام بلند پرتوکار را در سردر بیمارستانها حک کنیم.
Blog Categories
Custom

آی پی رایانه شما :

Online User none'>User